صحبت کردم
در واقع صحبت کردیم
گفتم بهش
رید !
گفتم بهت
صحبت کردی
گفتی عیبی نداره
تنهایی
باز حرف زدیم
از اون پسره گفتی
من :0 شدم
گفتم عیبی نداره
محکم باش
گذشت
چیز شد
یادم نمیاد
گذشت بهرحال
اومدی پیشم
یه پالتوی عجیب غریب داشتی
با یه کفش پوتین مانند
اسمشو نمی دونم
بهرحال
مامان!
بله؟
حرف نزنیم؟
نزنیم
مامان!
بله؟
مامان نباش
امممم، مگه قرار نبود حرف نزنیم؟
نمیشه
باشه، حرف بزنیم
اسمت چی باشه ؟
نمی دونم
عجق!
:)))
:)))
تابلوئه
آره، میخندیم دور هم
باشه، عجق! عجق! عجق!
:))
بعد وبلاگ اون تهی مغزان! زاغارته آخایی و عشلی
چقدر خندیدیما
آره خوب بود
بعد دوباره اومدی
اوهوم
این دفعه دیگه کافه زینو باز بود
فیلم آورده بودی و آهنگ
آره، حیف کیک نداشتن
اوهوم
سبز پوشیده بودی
دفعه ی بعد دیگه سه تایی بودیم، بچه مون سیبیل داشت :))
آره اولین عکس دوتایی توسط نفر سوم!
یادش بخیر، از کنار گشت ارشاد رفتیم دندونامون تلق تلوق می خورد بهم
آره من تا تهش رفتم!
هماهنگ نبودیم وگرنه قبلش اون پسره با درو داف ها خودش یه نشونه بود که رفته بودن تو کوچه از ترس
آره، اتوبوس تهران...
بغل، بوس، رقص ...
وای
ایضا وای
دریا...من و پیمان
:)) بیهوش بودم از خنده.
عینک زده بودیم شناسایی نشیم! دنبالتون،تابلو!
:دی
افسردگی من ...
تلاش بیهوده ی من ...
بیهوده که نبود من عن بودم
خب دیدی درست شد؟ دیدی چرت می گفتی؟
بهرحال من آدمیزاد نبودم
خب ...
هیس...بوس
